من و تنهاییم

رفیق باوفایم نیست جز دلتنگی ام هردم....نمی گیرد دلش وقتی به جمعی شاد وشنگولم

زمانیکه جدا گشتم زجمع ومن شدم تنها.....بغل دستم یکهو ایستاده وتکیه زند برما

گذارد سر به گوش من بگوید ای رفیق من.......بازم من ماندم وخودت با حرفی قد یک خرمن

/ 0 نظر / 24 بازدید